مرتضى مطهرى

428

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

از بيان گذشته نتيجه گرفته مىشود : الف . انسان ( يا هر موجود زنده ) به واسطه به كار انداختن قواى فعاله خود يك سلسله مفاهيم و افكار اعتباريه تهيه مىنمايد . ب . ضابط كلى در اعتبارى بودن يك مفهوم و فكرى اين است كه به وجهى متعلّق قواى فعاله گرديده و نسبت ( بايد ) را در وى توان فرض كرد . پس اگر بگوييم « سيب ميوه درختى است » فكرى خواهد بود حقيقى و اگر بگوييم « اين سيب را بايد خورد » و « اين جامه از آن من است » اعتبارى خواهد بود . ج . با تذكر آنچه در مقاله 5 گذشت روشن مىشود كه اعتباريات به دو قسم منقسم مىباشند : ( 1 ) . اعتباريات مقابل مهيات كه آنها را « اعتباريات بالمعنى الاعم » نيز مىگوييم . ( 2 ) . اعتبارياتى كه لازمهء فعاليت قواى فعاله انسان ( يا هر موجود زنده ) است و آنها را « اعتباريات بالمعنى الاخص » و « اعتباريات عملى » مىناميم . د . چون اعتباريات عملى مولود يا طفيلى احساساتى هستند كه مناسب قواى فعاله مىباشند و از جهت ثبات و تغيير و بقا و زوال تابع آن احساسات درونىاند و احساسات نيز دو گونه هستند : احساسات عمومى لازم نوعيت نوع و تابع ساختمان طبيعى چون اراده و كراهت مطلق و مطلق حب و بغض ، و احساسات خصوصى قابل تبدل و تغيير ؛ از اين روى بايد گفت اعتباريات عملى نيز دو قسم هستند : ( 1 ) . اعتباريات عمومى ثابت غير متغير مانند اعتبار متابعت علم و اعتبار اجتماع و اختصاص ( چنان كه بيان خواهيم نمود ) . ( 2 ) . اعتباريات خصوصى قابل تغيير مانند زشت و زيبايىهاى خصوصى و اشكال گوناگون اجتماعات . انسان مىتواند هر سبك اجتماعى را كه روزى خوب شمرده روز ديگر بد بشمارد ولى نمىتواند از اصل اجتماع صرف نظر نموده و يا اصل خوبى و بدى را فراموش نمايد .